نامه‌های سوشیانت هزارم » اول و آخر

صفتی از خدای | صفحه اصلی | گزارش کتاب

یکشنبه,26 اکتبر, 2008

اول و آخر

با مینو به امام‌زاده صالح تجریش رفته بودیم دیشب. رفته بودم که کمی سبک شوم و برگردم. غلظت «علیّ» خون‌ام هم کم شده بود. اول‌اش از «دنیا» می‌گفتم و می‌خواستم؛ آخرش وقت برگشتن و خداحافظی، رسیده بودم به‌این که هر چه از دوست می‌رسد یا برسد نیکو ست!

پ.ن این از خاصیت‌های این قوم است که نمی‌شود با آن‌ها زیاد هم دنیایی باشی. یعنی نمی‌گذارند که لنگ این عجوزه‌ی هزار داماد شوی. خودشان از جود و سخایی که دارند می‌دهند و خلاص.



7 نظر برای اول و آخر نوشته شده است.

  1. سارا

    امامزاده صالح آدم را هوایی می کند هوا خیلی چیزها

  2. ماکوان

    سلام…تا حالا تو قران دقت کردید که هر وقت از ایمان سخن می گوید، ابراهیم در آتش را مثال می زند یا مثلا یوسف در زندان و یا موسی در بیابان… اما هیچگاه از علی یا… نه… انگار می شود نتیجه گرفت که در برابر آن شهسوران ایمان اینان پر کاهی بیش نیستند و شاید اصلا شیئا مذکورا نباشند.. پس چرا نباید ابراهیم خون آدمی کم شود به جای اینکه علی خون …
    ——
    ماکوان جان! دوست نادیده!
    علی‌ای که ۲۵ سال استخوان در گلو و خار در چشم سر در چاه فر می‌برد و درد دل با خدای می‌گفت کجا و یوسفی(ع) که چند صباحی در چاه صبرش دادند کجا؟ علی‌ غرق در توحید کجا و ابراهیمی(ع) که برای آرامش دل‌اش به پرندگان توسل‌اش دادند کجا؟ علی مرد حکمت و خطب غرا کجا و زبان الکن دیگری کجا؟ علی…. هرچه گويم عشق را شرح و بيان – چون به عشق آيم خجل مانم از آن. علی را نشناخته‌ای اخوی!
    اگر معیار فضیلت در تعدد نام مذکور در قرآن باشد که باید موسی و نوح و ابراهیم را از محمد افضل‌تر بدانیم. تو چنین می‌پنداری؟ آن‌چه بر سر علی رفت را اگر بی‌حب و بغض و با دیدی حتی صرفاً تاریخی و علمی هم نگاه کنیم، حیرت سراپای‌مان را فرا می‌گیرد. آن همه علم و حلم را بی‌گمان جز علی و رسول خاتم کسی نداشت. علی را با کسی مقایسه نکن!

  3. رها

    حکم نگین بودن است به حلقه آفرینش
    کم نیست ..

  4. ش

    به موسی ما توهین نکنید.
    الکن؟! استغفرالله… پیامبر الهی بوده اند جملگی.
    —–
    من؟ موسی؟ توهین؟ استغفرالله! اشتباه برداشت فرمودید اخوی.
    سوشیانت.

  5. ش

    زبان الکن دیگری گفتی، فکر کردم منظورت موسی نبی است.
    استغفرالله.
    —–
    از کجا به این فکر رسیدی اخوی؟
    سوشیانت

  6. sara

    سلام
    خوبید؟
    خوندن این نیم بیت خیلی برام جالب بود چون دقیقاً 3 روز پیش داشتم به شما فکر می کردم که این نیم بیت ناخودآگاه به ذهنم رسید ” که این عجوزه عروس هزار داماد است”
    خوش باشید و سرفراز

  7. ش

    اگر منظورت این نبود که منتفی است ماجرا.
    در پناه حق.

شما نیز نظرتان را بنویسید.