نامه‌های سوشیانت هزارم » غم آخرتان باشد؟

تفتیش عقاید در تاکسی! | صفحه اصلی | اولی به نیکی

یکشنبه,19 اکتبر, 2008

غم آخرتان باشد؟

۱- این جمله را دوست ندارم چون در آن پنداری که دروغ و دغل و چاپلوسی می‌بینم. غم آخر یعنی چه؟ اصلاً کسی که آن را برای تسلای مصیبت‌زده‌ای ادا می‌کند، می‌فهمد که چه می‌گوید؟ من هر وقت کسی این جمله را در مجلسی به من گفت در دل‌ام جواب‌اش می‌دهم غم آخر خودتان باشد!

یکی از معانی این جمله این است: تمام مصیبت‌های عالم بر سرت بیاید تا تو غم آخرت باشد. مگر می‌شود که کسی در زندگی‌اش غمی دوباره را حس نکند؟ اصلاً آدمی با غم است که می‌تواند زنده باشد. با غم است که امید می‌تواند شکوفه کند، مرهمی خیال کنی که هست و شاید امیدی به تکیه‌گاهی که داری. همه رفتنی‌اند؛ بی برو برگرد. چشم‌های همه‌مان عاقبت از دیدن مصیبت‌های سخت‌تر به‌تدریج خیس خواهد شد. اما فرض کنید مصیبت چنان باشد که بعد از آن دیگر قرار نباشد غمی ببینیم. یعنی نقطه‌ی صفر. یعنی تو باشی و جلوی‌ات یک دیوار به بلندی تمام عمر باقی مانده‌ات. همه‌ی کسان‌ات از دست بروند، زندگی‌ات، روح و روان‌ات، همه چیزی که داری را یک‌باره بگیرند از تو. این حالتی‌ست که معنی غم آخر را می‌رساند. ناسزا از این جمله بالاتر؟

۲- در مراسم ختم یا کفن و دفن عزیزی شرکت کرده‌اید؟ تا به‌حال شده بروی گوشه‌ای را دنج گیر بیاوری و اگر مصیبت را بتوانی تحمل کنی از دور به ماجرا و آدم‌ها توجه کنی؟ کمی که نگاه کنی می‌بینی مرگ در لحظه‌ای از آدمی شکست می‌خورد. کسانی که شیون می‌کنند، غسالی که میت را می‌شوید، کسی که گوری را آماده می‌کند، عده‌ای که فریاد شهادتین سر می‌دهند، همه زنده‌اند. همه قائل به حرکت و زمان. فرد متوفی در مراسم‌اش بازیگر اصلی است. این فرد نمی‌تواند مرده‌ای باشد که تمام و خلاص! در طول زمان، زندگان هر بار به نوعی یادی از وی می‌کنند و این نشان از حضور فردی که دیگر این‌جا نیست در زندگی زند‌گان دارد. «یاد نفرات» حداقل ریسمان میان فرد با بازماندگان‌اش است.

پ.ن. ساغر بانو غم‌دار از دست دادن عموی گرامی‌اش است و مسبب اصلی این نوشته، جملات تسلی‌گونه‌ی دوستان است برای ایشان که در فرندفید می‌خواندم.



4 نظر برای غم آخرتان باشد؟ نوشته شده است.

  1. رها

    یاد صحبت های عالم وارسته ای افتادم در این مورد .
    می گفت : وقتی به کسی می گویی غم آخرت باشد یعنی بمیر . یعنی برای طرف آرزوی مرگ کرده ای به همین روشنی وگرنه آمیزاد تا زنده است باید با سختی و مشکلات دست و پنجه نرم کند تا به رشد و تعالی برسد
    “لقد خلقنا الانسان فی کبد ”
    ——
    آن شخص عارف به‌حقی بوده است رفیق.
    سوشیانت.

  2. alireza

    امير ِ دوست، امير ِ خنده كجاست؟
    —–
    زیر سایه‌ی حضرت دوست که هر چه بر سر امیر می‌رود همه گدایی اوست. همو که البته همسایه‌ی شماست و….
    سوشیانت.

  3. ...بود؟

    انسان برای مشقت آفریده شده است
    و هنگام مرگ چون شراره به آسمان باز می گردد.

  4. ali

    مشهد آمدی، من را قابل بدان.
    —–
    شما بزرگواری عزیز. چشم.

شما نیز نظرتان را بنویسید.