نامه‌های سوشیانت هزارم » تفتیش عقاید در تاکسی!

از ترس‌های بی‌حساب | صفحه اصلی | غم آخرتان باشد؟

شنبه,18 اکتبر, 2008

تفتیش عقاید در تاکسی!

زنَک توی تاکسی به من گیر داده بود که چرا «کتاب مقدس» می‌خوانم. این‌ها را می‌دهند به شما که مسیحی‌تان بکنند! و داد و قال که اسلام در خطر است و یک‌سری از همین خاله‌خشتک‌بازی‌های مرسوم.

هر چه خواستم به طرف حالی بکنم، این که سرک کشیدی ببینی من چه می‌خوانم مصداق بارز عمل حرام فضولی در کار مردم است و از کجا که من اصلاً مسلمان باشم و شاید دارم برای خودم کتاب دینی‌ام را می‌خوانم و هر چه خواستم به یارو بفهمانم که کتاب مقدس خرید و فروش‌اش آزاد است و … نشد که نشد.

خسته و کوفته رسیدم به‌خانه با کتاب‌های اِستَر و ایوب از عهد عتیق که باید هفته‌ی دیگر در دانشگاه کنفرانس‌شان را بدهم.



7 نظر برای تفتیش عقاید در تاکسی! نوشته شده است.

  1. بلفضول

    چه رشته ای می‌ خوانید و کجا؟
    ——
    ادیان و عرفان. دانشگاه علوم و تحقیقات تهران.
    سوشیانت.

  2. diako

    آقای ریاضی عزیز، آیا می شود در جلسه ی کنفرانس شما شرکت کرد؟
    ——
    دیاکوی عزیز چیز خاصی نیست. صرفاً گزارشی از این دوکتاب باید بدهیم و خلاص در عرض نیم ساعتی یا کمی بیش‌تر. برای حضور هم بعید است بتوانی از دست حراست دانشگاه جان سالم به در ببری. شاید جایی دیگر بتوانم در خدمت شما باشم.
    سوشیانت.

  3. کاغذ رنگی

    سلام
    اینطور که از این پستت برمیاد کارشناسی ارشد قبول شدی. قبل از هر چیز تبریک می‌گم، اتفاقا من هم هفته بعد کتاب اشعیای نبی رو کنفرانس دارم. راستی واحد علوم و تحقیقات افتادی؟
    ——
    ممنون. بله رفیق جان. علوم و تحقیقات‌ام. شما کجایی راستی؟

  4. کاغذ رنگی

    من تهران شمالم(خیابون دولت!) جاسبی حال داد، واحد خانوم‌ها رو برای آقایون هم اپن کرد! ای کاش با هم بودیم، م.ش هم بود، اونوقت کلی با هم می‌خندیدیم!
    —–
    کاش…یاد ایام که با م.ش داشتیم سخت به خیر. ارشد قبول نشد؟ یا رفت هندوستان دکترای افتخاری‌اش را بگیرد؟!
    سوشیانت.

  5. diako

    البته تاکنون هیچ حراستی نتوانسته از پس من بربیاید آقای ریاضی عزیز!! خوشحال خواهم شد اگر فرصتی باشد تا در همان قهوه خانه ی محبوبتان زیارتتان کنم.
    ——
    تمام قهوه‌خانه‌ها البته محبو‌ب‌اند اما برخی محبوب‌تر اند رفیق جان. چشم خبرتان می‌کنم عمری باشد.
    سوشیانت.

  6. ش

    چه رشته جالبی دارید شماها! ما اینها را به زور خواندیم که نثرش بس سنگین بود. ولی حداقل شما برای درستان است. چقدر جالب. استر و ایوب خواندن و یشعیای نبی خواندن. :)

  7. بهار

    بعضيا رو نبايد قانع كرد بايد خفه كرد
    بي تفاوتي اونها رو مي كشه :)
    امتحان كردم ، امتحان كن

شما نیز نظرتان را بنویسید.