نامه‌های سوشیانت هزارم » صبر و دعا و … اشک

رندان تشنه‌لب را آبی نمی‌دهد کس… | صفحه اصلی | برای با تو بودن

پنجشنبه,۱۱ فروردین, ۱۳۹۰

صبر و دعا و … اشک

میرحسین را که از حصر خانگی با مشایعت جماعت نامحرمانِ حربی برای وداع آخر بر بالین پدر آورده بودند، بر لب ذکر صبر داشت. گفته بود دعا کنید. بعد پارچه را لابد کنار زده بود و بوسیده بود پیشانی خسته‌ی پدر را. صبر و دعا را بشنوید که سخت زبان حال است:
[display_podcast]
پ.ن. دوستی در گودرش چنین نوشته بود: وَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا یعنی صبر کن ما تو را رها نکرده‌ایم.

×لطفاً برای دعوت دیگران به شنیدن آثار موسیقایی که این‌جا منتشر می‌کنم تنها به همین‌جا لینک دهید.×



شما نیز نظرتان را بنویسید.