نامه‌های سوشیانت هزارم » سر در گریبان

حلالیت! | صفحه اصلی | مسخ عقل جمعی

دوشنبه,۹ مرداد, ۱۳۸۵

سر در گریبان

سر در گریبان دود و تصادف و مرگ­ها و جنگ­ها فرو بردیم.
و دست در کمر رذالت­ها و پستی­ها.
قرن­ها سیاه جامه­ای چرک بر قامت چیزی که قدیم بنام روحش می­خواندند و کنون بی­هویت است همچو زنا زادگان، دوختیم!
و در این حالت حلول کردیم.
و باز زاده شدیم.
بسانی که چون زنا زادگان بی­هویت بودیم.
عفریت­هائی گشتیم که در بدو تولدمان هزار ساله می­نمایاندیم.
و چون بَرده­ی سیاه زنگی ِ اهل زنگبار –شهر آهن­های زنگ زده- عرق ریزان
لبهامان دوختند…
و بر دوشمان انباشته­های متعفن تاریخ نهادند. که به بیگاریمان کشند.
افسوس. افسوس. که قرن­ها گذشت.


۶ نظر برای سر در گریبان نوشته شده است.

  1. Raha

    آه پدر ..ما را چه شد ؟ بر ما چه رفت ؟

  2. sara

    salam
    hal ke zade shodim har chand chand hezar sale che konim
    to begoooo?????

  3. Anonymous

    ما گفتیم میری مشهد واسمون حرف هائی از جنس زعفرون قائنات میاری . این چیه دیگه ؟؟؟ زعفرون سیاه ندیدیم که دیدیم!

  4. رها

    مرا گر خود نبود این بند ، شاید بامدادی ، همچو یادی دور و لغزان ، می گذشتم از تراز خاک سرد پست

    گرچه اندکی دیر است و خود لابد شنیدید از لابلای این آشفته بازار ، در سکوت و بی خبری ، رفیقی رفت رفقا . کاری ندارم که بود چه کرد چه گفت … اما مردی رفت چون ناله اش قدری تنها قدری بلند بود

  5. raminmolaei

    ریاضی عزیز:
    از اینکه اذیت شدی عذر می خواهم! والا نمی دانم این بار چرا اینقدر ناهمگن از آب درآمده است و هرچه کردم راه به جایی نبردم! در اولین فرصت به روی چشم!

  6. تهرانی

    گفتم : این باغ ار گل سرخ بهاران بایدش ؟
    گفت : صبری تا کران روزگاران بایدش
    تازیانه ی رعد و نیزه ی آذرخشان نیز هست
    گر نسیم و بوسه های نرم باران بایدش
    گفتم
    آن قربانیان پار
    آن گلهای سرخ ؟
    گفت : آری
    ناگهانش گریه آرامش ربود
    وز پی خاموشی طوفانی اش
    گفت : اگر در سوک شان
    ابر می خواهد گریست
    هفت دریای جهان
    یک قطره باران بایدش
    گفتمش
    خالی ست شهر از عاشقان وینجا نماند
    مرد راهی تا هوای کوی یاران بایدش
    گفت : چون روح بهاران
    آید از اقصای شهر
    مردها جوشد ز خاک
    آن سان که از باران گیاه
    و آنچه می باید کنون
    صبر مردان و
    دل امیدواران بایدش

    شفیعی کدکنی

شما نیز نظرتان را بنویسید.