نامه‌های سوشیانت هزارم » آواز آن پرنده‌ی غمگین

آی آقا! با شما هستم! سؤال دارم… | صفحه اصلی | بر صلیب

دوشنبه,۳ خرداد, ۱۳۸۹

آواز آن پرنده‌ی غمگین

هر چند پای باد درین دشت بسته است؛
روزی پرنده‌ای
خواهد گذشت از سر این خانه‌های تار،
خواهد شنید قصه‌ی خاموشی تو را
از زاری خموشِ درختان سوگ‌وار

بر بال ابرهای مسافر
خواهد گریست در دشت.
همراه بادهای مهاجر،
خواهد پرید در کوه.
آن‌گاه، آن پرنده
از چشم‌های گم‌شده در اشک
از دست‌های بسته به زنجیر
از مشت‌های پر شده از خشم
آوازهای غمگین،
خواهد خواند.

آوازهای او را
جنگل برای دریا
دریا برای کوه
تکرار می‌کنند
وان موج نغمه‌ها
جان‌های خفته را
در هر کرانه‌ای
بیدار می‌کنند.

این شعر و شعری دیگر به‌نام «یک گردباد اتش» را زنده یاد فریدون مشیری در رثای بزرگ مرد ایران، محمد مصدق و به‌تاریخ اسفند ۱۳۴۶ سروده است. مشیری در ابتدای این دو چکامه نوشته است: دو شعر با یاد بزرگ مردی که برای رهایی ملت‌های شرق برخاست و جان بر سر این کار گذاشت. گفته باشم که حسب الحال خودم قطعاتی از آن را آوردم و کامل نیست. می‌خواندم و یاد فاطمه بودم و این نوشته‌اش و محمدرضا و زهرا و عبدالله و… و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.



شما نیز نظرتان را بنویسید.