نامه‌های سوشیانت هزارم » دخترکی که در سوم امام کف زد و…

عاشورای هشتاد و هشت | صفحه اصلی | بازخوانی یک «صبوحی»

چهارشنبه,۹ دی, ۱۳۸۸

دخترکی که در سوم امام کف زد و…

امروز سوم امام بود. سه روز از کشته شدن حسین ابن علی و فرزندان و کسان و یارانش می‌گذرد و این داغ زنده است هنوز که سوم روز پس از عزای اوست. همایشی محدود به مدد بوق و کرنای نامحدود صدا و سیمای ضد ملی در اطراف میدان انقلاب برگزار کردند -قرار بود وسعت این نمایش از میدان امام حسین تا میدان آزادی باشد که نشد و محدود به همان اطراف میدان انقلاب شد- به این بهانه که در روز عاشورا به حسین و عزای او بی‌حرمتی شده با دست و پای‌کوبی کسانی که نامعلوم‌اند در تصاویر تلویزیونی. نامعلوم زیرا من به شخصه در این مدت  فقط مونتاژ کهنه شده‌ای از صدای کمی سوت و کف را می‌شنیدم روی تعدادی تصویر تکراری از آتش زدن و تخریب. بنا را بر راست بودن شادی عده‌ای هم که بگذاریم از این تعدد یقه درانی‌های دولتی است که انسان به اصل ماجرا شک می‌کند. بگذریم!

اول این‌که در این همایش تا توانستند به موسوی که فرزند حسین است بی‌حرمتی کردند. باز هم مهم نیست. می‌گذریم! لابد فکر می‌کنند در این جهان فقط آقای خامنه‌ای است که سید آفریده شده و هتک حرمت‌اش مساوی سب نبی و علی و کلاً چهارده معصوم است. می‌گذاریم این‌گونه فکر کنند! دیروز در دانشگاه علوم و تحقیقات یکی از همین دوستان سعی داشت برای بقیه‌ای که از غافلان‌ بودند توضیح دهد که جناب خامنه‌ای دارای عصمت اکتسابی‌ست و بعد که موفق به اثبات این مهم نشد گویا خواسته بودند با هم‌فکران‌اش سری هم به دفتر آقای جاسبی بزنند -لابد برای ارشاد و توضیح در باب عصمت و ولایت- که نبودند و حراست دانشگاه دخالت کرده بود و خبری موثق به بیرون درز کرده بود که مقر فرماندهی حضرات مفسران را مشخص می‌کرد که از کجا خط می‌گیرند به چه کاری.

اما وقتی خطیب ماجرا معترضان را مشتی بزغاله و گوساله خطاب کرد -کثرت ادب را داشته باشید!- لحظاتی در وسط کادر تلویزیون دختری نمایش داده شد که از شدت ذوق کف می‌زند و وقتی با تشر بغل‌دستی‌اش رو برو می‌شود، دست‌اش را پس می‌زند به جمله‌ای شبیه: برو بابا! و ادامه می‌دهد. تصویر کات می‌شود روی مردانی که یکی در میان نیش‌شان تا بنا گوش باز است و هلهله می‌کنند. عجب! از این هم می‌گذریم. هلهله و تبعاتش اصولاً از آداب بی‌قراری است دیگر. چه فرقی بین کسانی که در یک لحظه خود را پیروز می‌بینند و بی‌قرار می‌شوند و لذا شادی می‌کنند؟

این روزها فقط باید دید و ندید. شنید و نشنید. گذاشت و گذشت که این نیز بگذرد و روزی که خورشید بدمد این سیاهی است که به چهره‌ی روسیاهان باقی خواهد ماند. خواستم که فقط اشارتی کنم و بگذرم تا معلوم شود کف و سوت یک انعکاس ناخودآگاه هم می‌تواند باشد که ربطی به هتک حرمت امام و عاشورا و محرم نداشته باشد؛ گو این‌که در شب و روز عاشورای سال شصت و یک نیز حبیب ابن مظاهر یا یکی دیگر از پیران و یاران سرخوش و حتی خود امام (ع) هم کم با رفقای‌شان به شوخی و خنده نگذرانده بودند. مگر این‌که بخواهید امام و یاران‌اش را هم شماتت کنید برای این خنده‌ها. بگذریم از این هم. کمی شعور هم چیز نایابی‌ست در این روزگار. همین!



یک نظر برای دخترکی که در سوم امام کف زد و… نوشته شده است.

  1. ناردانا

    باور کن این را همه می فهمند. مثلن وسط همین بازی ایران و قطرمان وقتی ایران گل تساوی زد ناخودآگاه من و مادری که مذهب اش مرا از استماع یک موسیقی عادی در محرم الحرام منع می کند؛ سوت و جیغ مان بالا رفت.این تکه تکه کردن فیلم و مصادره به نفع خود کردن ها بازی مهوعی ست که خود هم می دانند رغبتی برنمی انگیزد.حرف از حنایی ست که دیگر رنگ ندارد…

شما نیز نظرتان را بنویسید.