روشن کردن تکلیف!
بالاخره یکی برای من روشن کند که سیاست ما عین دیانت ما باشد – هست – یا برعکس یعنی نباشد یا نیست؟ شاید حالت سومی هم دارد که من نمیدانم. اسماش را هم در دلام چیزی میگذارم که سزا نیست اینجا بنویسم. اما برای من جالب است که چطور در این سی سال تمام فلسفهای که از دین به خورد ایرانی جماعت میدادند توجیه سیاسی میشد و برعکس اما حالا که به جنبش سبز رسیده حتی ماجرای عاشورا که اگر نگوییم تمام فلسفهاش بر مبنای حرکتی سیاسی بود، لااقل برای همه روشن است که امام حسین علیه حکومت وقت «قیام» کرد و این یعنی درصدی هم انگیزهی سیاسی در این حرکت دخیل بود، نباید عزاداریها رنگ و بوی سیاسی به خود بگیرد؟ تا حالا سکولاریسم یعنی کفر و ذنب لایغفر اما حالا با تبصره و ماست مالی میتوان مذهبی غیر سیاسی هم بود؟ ماجرا چیست؟ تکلیف ما را با آن جملهی مرحوم مدرس روشن بفرمایید.
—
فکر میکنم جواباش یک کلمه باشد: ترس. قیام حسین ابن علی از سال شصت و یک هجری تا امروز همواره برای حکومتهای دیکتاتوری جنبشزا و خطرآفرین بوده است و این یعنی احساس ترس و لرز شدید برای حکومتی که تا خرخره در منجلاب قدرت امویمانند خود غوطه میخورد.

دی ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۳ ب.ظ
جانا سخن از زبان ما می گویی
دی ۱م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۵۴ ب.ظ
ا چه باحال اینجا تا نظرت را بفرستی منتشر میشه و نیاز به تایید نیست. بابا یک کم از ضرغام الممالک رسانه میلی یاد بگیر
دی ۳م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۳ ق.ظ
همین ها که می گویی فریاد ماست