نامه‌های سوشیانت هزارم » بلاک در فرندفید!

سازمان مجازی و رهبر فرضی | صفحه اصلی | پشت به «تیان آن مِن»

سه شنبه,۳ آذر, ۱۳۸۸

بلاک در فرندفید!

وقتی کسی از جماعت مدعی ارزش [مثل ایشان +] می‌نالد که چرا در شبکه‌های اجتماعی یا جاهایی مثل فرندفید، بلاک‌شان می‌کنیم و توجیه می‌کنند این کار یعنی سانسور؛ قبل از هر چیزی ناخودآگاه پوزخند ناجوری در دل‌ام روشن و خاموش می‌شود که یعنی این‌ها چه فکری با خود می‌کنند؟! ساده‌لوحی‌شان را به رخ می‌کشند یا واقعاً می‌دانند و خودشان را به آن راه می‌زنند یا هرچه؟ یعنی ذهن این دسته توانایی تجزیه و تحلیل چرایی این ماجرای به این سادگی را ندارد واقعاً؟

یعنی آهستان و رفقا نمی‌دانند دلیل بلاک کردن‌شان توسط امثال من نتیجه‌ی توهین‌های مستقیمی‌ست که هر روز باید ببینیم و دم نزنیم تا متهم به مقابله به مثل از طرف طیف خودمان نشویم که تا چیزی می‌شود اخطارهای اخلاقی را مثل پتک بر سرمان می‌کوبند؟ یعنی نمی‌‌دانند دلیل این حذف و خاموش کردن توسط ما یکی‌اش همین فضای امنیتی‌ست که توسط رفقای ایشان در جامعه گسترده شده؟ یعنی یکی مانند من برود به یک نمایش‌گاه محقر و دست چندم مثل رسانه‌های دیجیتال بعد یکی جلوی‌ام را بگیرد: تو فلانی هستی؟ بعد که جواب بشنود: شما را به خاطر نمی‌آورم، به رفیق‌اش بگوید این هم یکی دیگر از جانورهای فرندفید و بعد راه‌شان را بگیرند و گاهی به پشت سرشان نگاه کنند که من ِ در بهت مانده را خوب تماشا کنند. یعنی حتی نمی‌توانند بفهمند که این بلاک یعنی حوصله ندارم یا هردلیلی تا حرف‌هایی را ببینم یا بخوانم یا بشنوم که روی اعصاب آدم رژه می‌روند؟ مثل این می‌ماند که تلویزیون را روشن کنی، شبکه یک: حضرت فلانی در باب مفاهیم قرآنی آن هم به غلط داد سخن داده. بزنی کانال دو: باز یک حضرتی دارد در باب نماز و روزه و شرعیات صحبت مبسوطی ایراد می‌کند. شبکه سه هم درباره‌ی نقش عبادات در سلامت روح و جسم میزگردی دارند با حضور حضرت ثالث و کارشناسی که تفاوت‌اش در قیافه با آن حضرت فقط در نداشتن عبا و عمامه است. شبکه استانی دارد آمار فعالیت‌های دینی اجرا شده در سطح استان را به افتخارات دولت مردمی اضافه می‌کند و در نهایت شبکه خبر هم همین موضوع را دارد زیرنویس می‌کند روی صحبت‌های یکی دیگر از حضرات بی‌شمار. بعد می‌بینی مطابق میل‌ات که چیزی نشان نمی‌دهد؛ همه هم یک چیز را دارند می‌گویند با پیش‌فرض‌ها و نتیجه‌گیری‌های عمدتاً اشتباه؛ توانایی دیالوگ با صفحه‌ی بی‌جان تلویزیون را هم که نداری، یعنی حرف سرش نمی‌شود تازه برنامه زنده هم باشد جرات‌اش را نداری تلفن بزنی و حرف دل‌ات را بگویی که با این همه برنامه‌ی دینی و کذا این همه فساد همه‌گیر و شایع از کجا و چرا داخل همین مرز پرگهر و در میان‌گین سنی زیر سی سال یعنی بچه‌های همین حکومت است؟ بعد راحت‌ترین کار چه می‌شود؟ خاموش نمی‌کنی تا حداقل مغزت راحت باشد و از جیب‌ات هم پول اضافی با این اوضاع حذف یارانه‌ها نرود؟

این همه گفتم و لقمه را جویدم تا شاید این دوستان دلیل‌های به این وضوح را بفهمند و هی در بوق نکنند که شما سانسورچی هستید. من تعجب‌ام بیش‌تر از این روست که مساله‌ی به این سادگی را نمی‌فهمند یا نمی‌خواهند بفهمند بعد خواستار بحث‌های عمیق و دیالوگ‌های آن‌چنانی هست‌اند. شما باشید چه فکری می‌کنید؟

بله! در جامعه‌ی آرمانی من همه حق دارند حرف بزنند، اما همه هم حق دارند انتخاب کنند. با امکانات یک‌سانی که حاکمیت در اختیار همه‌ی ما گذاشته من ِ سبز تبلیغ‌ام را می‌کنم شمای غیر سبز هم همین‌طور. بعد دیگر این حق انتخاب مردم است که  دور کدامین گروه و جریان و تفکر جمع شوند. این را هم فکر می‌کردم اظهر من الشمس است برای اهل‌اش. اما کار از دو جا می‌تواند خراب باشد. یا مغلطه و سفسطه‌ی رفقا را شاهدیم یا اصلاً دید و تفکر ایشان در غیر مباحث دیکتاتورمنشانه راهی ندارد و بالاخره جایی راه به افراط و تفریط می‌برند. والله اعلم!



۶ نظر برای بلاک در فرندفید! نوشته شده است.

  1. حسینی

    سلام. چون اهل گفتگو هستم و ترسی هم ندارم اینرا می نویسم: که شما به خاطر توهین های ما ، بلاک کردی؟ درسته؟ برادر من هر کس دیگه این حرف رو زده بود، قبول می کردم، شما دیگه از توهین حرف نزن که هنوز لینکها و نوشته هات در فرندفید یادم هست!
    ——
    ممنون از استدلال! والا من مانده‌ام باید با چه زبانی با شماها حرف زد که اثر کند. زبان هجو و تند در نتیجه‌ی حقی که از ما زایل شده پیشه می‌کنیم باید تهدید امنیتی بشویم چون زور دست شماست، فریاد و ناله و نفرین‌های مردم هم که به نظرتان دروغ و خیالی بیش نیست. نرم و نازک و اخلاقی حرف بزنیم و استدلالی بخواهیم بحث کنیم که نتیجه این می‌شود که شما یک روز به اسب من گفتی یابو یا گفتی بالای چشم فلان کس‌مان ابروست در نتیجه با نظارت استصوابی، بی‌صلاحیت ابدی می‌شویم. این می‌شود کل جواب‌های شما در دایره‌ی منطق. ممنون! اما جواب سوال‌ات را گرفتی؟ فهمیدی برای چه بلاک می‌شوید؟ از من نشنو که پیش شما به انواع صفات رذیله آلوده‌ام. اما این‌ها حرف بقیه هم هست. بپرس تا بدانی!
    سوشیانت

  2. نیلو

    من یک پیشنهاد دارم:

    به جای بلاک کردن، کاری کنید که نظراتی را که حوصله خواندنشان را ندارید بروند جزء یک دسته جداگانه. اما حذف نکنید.

    ——
    دوست عزیز، پیشنهاد شما محترم اما اولاً من سوادش را ندارم یا شاید اصلاً چنین امکانی برای جایی مثل فرندفید دیده نشده؛ در ثانی با معضل امنیتی بودن اجتماع چه کنم؟ فکر می‌کنید آدمی هستم که حوصله‌ی تهدیدهای امنیتی و نیمه امنیتی را دارم؟ ثالثاً خصوصی کردن یک جایی که حق طبیعی من است مگر چه ایرادی دارد؟
    سوشبانت

  3. مازیار

    بالاخره یکی حرف دل ما رو زد.
    واقعا این وسوسه ای که راه افتاده که مخالفان رو حذف نکنیم و ای داد که حرف بسیجی ها رو نشنیدیم و این حرف ها خیلی تخیلیه. به شدت هم رایجه

  4. زنده باد مخالفی که موافق من باشد! « آهستان

    [...] اول آقای روشنفکری است که در واکنش به نوشته من،‌ مطلبی نوشته و علت «بلاک کردن» من و دوستانم را در فرندفید، اینگونه توضیح داده:«یعنی آهستان و رفقا نمی‌دانند دلیل بلاک کردن‌شان توسط امثال من نتیجه‌ی توهین‌های مستقیمی‌ست که هر روز باید ببینیم و دم نزنیم تا متهم به مقابله به مثل از طرف طیف خودمان نشویم که تا چیزی می‌شود اخطارهای اخلاقی را مثل پتک بر سرمان می‌کوبند؟ یعنی نمی‌‌دانند دلیل این حذف و خاموش کردن توسط ما یکی‌اش همین فضای امنیتی‌ست که توسط رفقای ایشان در جامعه گسترده شده؟» [...]

  5. مهدی

    خیلی حال می کنم وقتی می بینم امثال جنابعالی که مثلا آخرین ورژن روشنفکری سبز هستید ، هیچ جوابی برای امثال آهستان ندارید.

    سانسور و بلاک ….
    حداقل آزادی بیان را از وبلاگ آهستان یاد بگیرید.

    ——
    بله یاد می‌گیریم! :)
    سوشیانت

  6. محسن

    جناب سوشیانت
    اصلا از شما انتظار نداشتم با آن همه سابقه مدارا چنین کار غیر قابل قبولی را مرتکب شوید. این یعنی قبول شکست در مقابل حریف.

شما نیز نظرتان را بنویسید.