خلخالها
خوش به حال خلخالهای زن یهودی ۱۴۰۰سال پیش.
پ.ن. نوشتنام نمیآید. یعنی در حال خفگیام. تا محمدرضا جلاییپور، سمیه توحیدلو، عماد بهاو که از دوستاناند و سعید حجاریان همگی آزاد نشوند امید فرجی در آزاد شدن زبان من هم نمیرود. حرفها میآیند بعد ناگهان در فضایی تیره و تار محو میشوند….

تیر ۲۲م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۳۲ ق.ظ
ما را به رندی افسانه کردند
پیران جاهل شیخان گمراه
از دست زاهد کردیم توبه
و از فعل عابد استغفرالله
… کافر مبیناد این غم که دیده ست
کافر مبیناد…
تیر ۲۳م, ۱۳۸۸ در ۱۱:۵۰ ب.ظ
زمان بی کرانه را تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی است این درنگ درد و رنج…
سایه می خواند …
تیر ۲۸م, ۱۳۸۸ در ۷:۴۵ ب.ظ
می شود تا تار نشده اند و نچسبیده اند به بیخ بی خیالی روزمره گی فریادشان زد. یا یاری رساند به آنکه فریاد می زند. هریک شان و هریک مان به نوعی. و من به گونه ای دور و شبیه.
بنویس امیرعباس قَدَر!
مرداد ۵م, ۱۳۸۸ در ۳:۳۱ ب.ظ
سلام
خوبید؟؟؟
چرا چیزی نمی نویسی؟