نامه‌های سوشیانت هزارم » 2012 » ژوئن
پنجشنبه,21 ژوئن, 2012

از مناجات شعبانیه

می‌خواستم بگویم قلب مناجات شعبانیه این فراز است:

إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ
معبودا، اگر مرا به جرم و جریرتم گیری، تو را به عفو و گذشتت گیرم؛ و اگر مرا به گناهم‌گیری، تو را به آمرزشت گیرم؛ و اگر مرا به آتشم اندرسازی، به دوزخیان گویم که: منم دوستدار تو!

اما دیدم تمام مناجات قلب شده است.

جمعه,15 ژوئن, 2012

مرگ در خرداد ماه

ترس‌شان از مردم خیلی واقعی ست. در خرداد گویا به نقطه‌ی اوج‌اش می‌رسد. اموات متشخص را نمی‌گذارند در روز دفن کنند. فقط شبانه و خیلی سریع. آن از هاله سحابی این هم از استاد حسن کسایی(+). دیکتاتورها یک جنبه‌ی پنهان اما بسیار بسیار بزرگ دارند. ترس. اسم‌اش را هم می‌گذارند: با توجه به «شرایط ویژه‌»ای که وجود دارد. یک مشت بی دل و جرات و ترسو و بی‌خاصیت‌‌اند. همه‌شان. از بالا تا پایین‌شان. کسی از تشییع جنازه‌ی متوفی هنرمندی که آن‌قدر بزرگ بود که هیچ وقت، هیچ کاری به هیچ حکومتی نداشته، هم می‌ترسد، حال و کارش خیلی خراب است.

حسن آقا کسایی اما حالا در تخت فولاد که هر وجب‌اش قطعه‌ای ست از بهشت به دیگر یار زنده‌رودی‌اش پیوسته  و لابد دارد به ریش ترسوها می‌خندد و لطیفه‌های اصفانی تعریف می کند برای دور-و-بری‌های‌اش.

پ.ن. شاید دلیل خفت و خواری‌شان را باید در این جست که یکی از دوستان نقل کرده:

یادمه که اون آقا تشریف آورده بودند اصفان. اگه اشتبا نکنم سالی ۸۱ بود. حسن آقا کسای وایسادن جلوشون و گفتن بنده استاد حسن کسای هستم نی‌نوازِ شهیر. یعنی هنوز اون جمله و اون نگاه و اون لحن و اون ابهت تو ذهنمه.

.

پنجشنبه,14 ژوئن, 2012

یاد استاد حسن کسایی

عموماً مرحوم استاد حسن کسایی را با ساز نی به یاد دارند یا می‌شناسند. درست‌تر اما این است که او در نواختن سه‌تار نیز دستی به استادیِ تمام داشت و آواز را هم سخت جان‌دار و به سبک اصفهان می‌خواند. تکه فیلمی ببینید از سه‌تار نوازی ایشان به همراه بیتی آواز از حکیم صفای اصفهانی. روح‌اش قرین رحمت حضرت یزدان.

شعر آواز:
چنین شنیدم که لطف یزدان، به روی جوینده در نبندد
دری که بگشاید از حقیقت، بر اهل عرفان دگر نبندد

پنجشنبه,14 ژوئن, 2012

یاد خداوندگار نی

حضرت کسایی رحمة الله علیه، با کوهی از نواخته‌های شنیده و ناشنیده که تنها قسمتی از آن در مجموعه‌ی عظیم «گل‌ها» ست، به‌حق یکی از خوش اقبال‌ترین‌های موسیقی ایرانی ست. حق ساز نی که بر دوش‌اش بود را توانست تا تمام و کمال ادا کند، جوری پی افکند از سازش کاخی بلند، که از باد و باران نیابد گزند تا ابد. خودش می‌گفت که این ساز را بیمه کرده. سخت راست می‌گفت.
دو نوازی‌های عارفانه‌اش به همراه تار حضرت جلیل شهناز – که عمرش دراز باد – در برگ سبز، مجموعه‌های غنی خصوصی‌اش با سه‌تار مرحوم استاد عبادی و همراهی صدای حضرت شجریان و تک‌نوازی‌ها و جواب آوازهای بی‌بدیل‌اش را یاد باد.

قطعه‌ای از زلال موسیقی‌اش و توصیف استاد شجریان را از زبان‌اش بشنوید. (+ شعور شناخت شجریان +)

پ.ن. این که گفتم استاد از بخت‌یارترین‌های موسیقی ایرانی ست، بی‌دلیل نبود. آفتاب آمد دلیل آفتاب. نمونه‌ای از سرگذشت بزرگان موسیقی ایران را از زبان خود استاد کسایی بشنوید: