خوابگرد


هم مرگ بر جهانِ شما نیز بگذرد
هم رونق زمانِ شما نیز بگذرد
وین بومِ محنت از پیِ آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان، نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزیِ سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در، بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت، غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آنِ دگر کسان
بعد از دو روز، از آنِ شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولتِ دگران بود مدتی
این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه، مال و جاه
این آبِ ناروانِ شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپانِ گرگِ طبع
این گرگیِ شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا، که شاهِ بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان! به نیکی خواهم دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
سیف فرغانی
سرم یه دنیی و عقبی فرو نمیآید – تبارک الله از این «فتــنــههـا» که در سر ماست
این چه کار بیهودهایست که در هر تجمعی هی با گوگل و عکس و فیلم و اینها متر میکنیم کدام طرف بیشترند یا کمتر؟ مثل نوشتهی قبلی خودم که گفته بودم تجمع محدود…؛ بعد یکی در قسمت نظرات چنان توهم نامحدودی برش داشته بود که گویی عنقریب قرار بود یک سر آن تجمع کذایی از میدان انقلاب به میدانی در وسط آسمان هفتم وصل باشد! فکر کنیم که سبزها کماند. اقلیت محضاند. خوب باشند! مگر قرار است هر طرف نفرات بیشتری داشت حق هم بر مدار او بگردد؟
مگر نه این است که هر کدام از ما حق داریم تا نفس بکشیم، حرف بزنیم، اعتراض کنیم؟ این حاکمیت است که باید بفهمد صداها را باید شنید؛ حتی اگر این صداها اندک و نارس باشند. حاکمیت همین که خود را به هر دلیلی بر جامعه مسلط دید، محکوم به شنیدن است. همینجا بگویم که معتقدم، اگر چنین نباشد و کسانی که مدعی مدیریت جامعهاند، اگر گوشی برای شنیدن و عقلی برای درک واقعیات نداشته باشند؛ مسلم میدانم که تسلط مورد ادعایشان هم پوشالی و دروغین است. این قدرت توهمیست که بهجای دیدن و تعقل در واقعیات بر همهی ناراستیها و کژیهایاش درپوش میگذارد. چون قدرت حل ماجرا را ندارد خون میریزد، ترور میکند، دغلبازی و شیادی میکند تا کمی بیشتر بماند و شاید فرجی برسد.
من و تویی که سبزیم نیاز نداریم مثل کیهان و تلویزیون ضد ملی هر روز دست به دامان عکس و فیلم بشویم تا حقانیت خودمان را ثابت کنیم. البته ارزش تکه فیلمهایی که میگیریم و آرشیو غنیای که در این ماهها از خودمان ثبت کردیم به مدد گوشیهای همراه جای خود. ما رسانهای شدیم که یکتنه توانستیم حضور بیچون و چرای خودمان را در برابر این همه رسانههای عریض و طویل دنیا تثبیت کنیم آن هم بدون هیچ مرکز مدیریتی و استدیوهای آنچنانی. کسی منکر این واقعیت شگفتی آور دنیای رسانه در این عصر نیست اما مهمتر از این وقتگذاری برای اندازهگیری طول و عرض جمعیتهای دوطرف را اندیشیدن به راهکارها و چگونگی ایجاد تاثیرات جدیدتر و مؤثرتر میدانم که آنهم بیمدد مطالعه و تامل و تفکر بدست نمیآید. مختصر اینکه معتقدم و بر آن برای سبز بودن بودن خود دنیال کیفیت و اثر گذاری مطلوب باشیم نه کمیّت.