حال دل
ختم کلام: ما را واژگون کردند و از هرچه در ذهن و دلمان بود، خالی. ما را شکست دادند. اینچنین مردمانی هستیم که چنانچه افتد و دانی و گرفتار. حیف این پنجهها که فراموش شدند. حیف.
پ.ن. اجرایی از جوانی استاد اسماعیلی در جشن هنر شیراز را از اینجا دانلود کنید و اجرایی از گروه تنبک نوازان را به سرپرستی وی [نفر اول سمت چپ] را از اینجا. کیفیت پایین تصاویر را بگذارید به حساب فایلهای اصلی و گذر روزگار.
بخشی از یک گفتگوی کاملاً مردانه.
من باهارم تو زمین
من زمینم تو درخت
من درختم تو باهار
ناز انگشتای بارون تو باغم میکنه
میون جنگلا تاقم میکنه
جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم لاجرم ز خیال
جماعتی که نظر را حرام میگویند
نظر حرام بکردند و خون قتل حلال
تو بر کنار فراتی ندانی این معنی
به راه بادیه دانند قدر آب زلال
شیخ اجل سعدی
من و باد صبا مسکین دو سرگردان بیحاصل
من از افسون چشمت مست و او از بوی گیسویت
زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی
نیاید هیچ در چشمش بجز خاک سر کویت
حضرت مولانا حافظ