گذر از خاطرات
- موشه: نه دیگه این واسه ما دل نمیشه… نه دیگه این واسه ما دل نمیشه…
هر چی من بهش نصیحت می کنم که بابا آدم عاقل آخه عاشق نمیشه…
جناب آقای ریاضی
نویسنده محترم ” موسیقی در عزلت” بخش نهایی
- متاسفانه بخش نهایی نقد جنابعالی هم قادر نشد گلی برسینه دیدگاههای افاضه شده در بخش ماقبل نهایی نوشته اتان بنشاند. براین اساس و نیز با توجه به اینکه فرموده اید ، خسته هم شده اید ، دیگر وقت شما را نمی گیرم جز آنکه حق خود می دانم چند نکته را برای آنها که نوشته دوم شما را خوانده اند ، یاد آوری کنم:
- مشکل ” کسانی چون وزیریها، لطفیها، علیزادهها و … ” چیست که ایشان واهمه دارند با بردن نام آنها ” متهم به تک بعدی نگریستن” شوند؟
- اینکه نویسنده محترم فرموده اند ” چه بخواهیم و چه نه؛ رنگ مذهب در این نوع موسیقی بسیار نمایان است. مذهبی که خود بر روی آن شمشیر کشیده است! اما آش آن به این شوری هم که نویسنده نوشته نیست.” دست کم در بخش نخست کاملا درست گفته اند ، اما کاش میزان شوری این آش را هم خود از سرصدق و فروتنی بیان می فرمودند. وانگهی اگر کسی بگوید موسیقی چه ربطی به مذهب باید داشته باشد ، ان شاء الله که کفر گویی نکرده است.
- اگر ” وجه شادی آفرین موسیقی ایرانی( یادمان نرود که از موسیقی سنتی سخن می گفتیم و نه این که هر گاه قافیه تنگ می آید ، دست و دلبازانه موسیقی سنتی را با موسیقی ایرانی یکی تلقی کنیم) نه فقط در سماع صوفیان که در همهی انواع شادیها و پایکوبیهای مرسوم ریشه دارد. ” ایشان بنده را ارشاد فرمایند که در کدام مراسم عروسی ایرانیان ( بعنوان یکی از قطعی ترین مظاهر “انواع شادی ها و پایکوبی های مرسوم ” ایرانیان ) مثلا یک قطعه چهارگاه بدون کم و کاست ،آن هم به روایت مثلا میرزا عبدالله نواخته شده است؟امید وارم خیال نکنید که بنده در موسیقی سنتی به دنبال قر و قمیش هستم.
- جا به جا و نا به جا به کار بردن انواعی از موسیقی ایرانی اعم از موسیقی مقامی ، نواحی ، سنتی و سنگر گرفتن در پس این یک برای دفاع از آن یک ، نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه عدم تفکیک آنها به مغشوش و مشوب شدن حیطه بحث می انجامد. تقلیل و خلاصه کردن موسیقی این سرزمین به موسیقی سنتی کار یک ایرانی دلسوز همچون ایشان نیست.بد نیست دراین گفته آقای فریدون ناصری کمی تامل شود: ” یک عده می خواهیم همه موسیقی این سرزمین را از هبوط آدم ابوالبشر تا کنون به ردیف موسیقی ایرلنی بچسبانیم . حالا این ردیف موسیقی چیست؟ نظامی ۱۴۰ اسم داده که امروز با بسیاری از آنها کاملا نا آشنا هستیم.بخشی از آنها را موسی خان که خدایش بیامرزد ، وارد ردیفش کرده و بعضی هم اصلا فراموش شده. قبلا ۲۴ تا بوده ، بعدا ۱۲ تا شد. الان هم هفت تا است.کمی بیشتر و کمی کمتر.اگر مقصود همینها باشد با این حساب البته حق به جانب آنهاست ، ما در این زمینه نه تنها پیشرفتی نداشته ایم ، بلکه عقب مانده ، شل ، کر و کور هستیم.”
- اگر قرار باشد به گونه ای فرصت طلبانه تلاش های ارشمند استادانی چون علیرضا مشایخی یا علیزاده را به نفع تصور خود از موسیقی سنتی مصادره کنیم ، آنگاه سنگ روی سنگ بند نمی آید.چنین کاری بدان می ماند که طرفداران شعر دیروز ایران، کوشش های بزرگ مردی چون نیما را نمونه ای از کارهایی بدانند که ” با دیدی بسیار نو “در راستای شعر گذشته ایران انجام شده است.در این زمینه مثال بسیار است.العاقل فی الاشاره !
- حتما ایشان بهتر از من می دانند که موسیقی سنتی ایران مبتنی بر بداهه نوازی است. این نکته همانقدر که خیال می شود مایه مباهات است ، نشانگر بدوی بودن آن نیز هست. مهمترین تفاوت دوران مدرن با دنیای ماقبل مدرن ” خرد گرایی و تنظیم وجوه مختلف حیات بشری با تکیه بر طرحی عقلانی است” نه اینکه آنچه را به خیال خود دل تنگت می خواهد، دلی دلی کنی و نامش را موسیقی بگذاری.سخنم را با یادی از شادروان دکتر رضا کاویانی به پایان می برم که سال ۱۳۴۰ در کتاب خود “زیبایی : بحثی در مبانی هنر “چنین گفت: موسیقی ایرانی چند صدایی نیست.جمع چند صدا و هم آهنگ کردن آنها با هم فقط از عهده آن نوع موسیقی ساخته است که رشد کافی داشته باشد.همانطور که جامعه ای حکومت دموکراسی دارد که رشد کافی داشته باشد. جامعه ای که رشد کافی ندارد آنجا نیز فقط یک صدا حکومت می کند.”
.جناب آقای امیر عباس ریاضی
نویسنده محترم ” موسیقی در عزلت”
اختصاص یافتن هشت سطر اولیه ازنوشته جنابعالی به توصیف جگونگی و اسباب وعلل “شاخ در آوردن” تان در قبال نوشته اینجانب که از سوی روزنامه ایران تحت عنوان ” موسیقی برای مردم” نام گذاری شده ، موجبات انبساط خاطر مرا فراهم کرد.
فرموده اید که بنده “قصهی کهنه شدهی وجه تمایزات موسیقی اصیل را با موسیقی پاپ بر شمرده و لاجرم گاه گاه اشاراتی به موسیقی ایرانی در آن ” کرده ام . مزید براین ، اشاره کرده اید که : “در همین یک صفحه – فارغ از اشکالات بنیادینی که میتوان بر نوع نوشتار بسیار غیر حرفهای و غیر ژورنالیستی آن داشت – گاه چنان به ضد و نقیضهائی در اظهار نظر بر میخوریم که هوش از سرمان میپرد. “
قبل از هر چیز باید بگویم جنابعالی با تاکید شور انگیز خود بر”غیر ژورنالیستی” بودن نوشتار اینجانب ، مراتب حرمت بنده و شعور خود را حفظ کرده اید.ازاین بابت منت گذاشته اید. و اما ،
کاش با چنین سرعتی از ” اشکالات بنبادین ” فارغ نمی شدید و برای آنکه حجت خود را بر آدم های ” بدون کفایت علمی” همانند من تمام می کردید ، به جای پرداختن به حاشیه ها به همان ” اشکالات بنیادین ” می پرداختید.
چگونه است که نوشته دیگری بزعم شما ” قصه ای کهنه شده ” است ، اما هدف نوشته خود تان ” بررسی بخشهائی از مقاله است که به موسیقی اصیل و نارسائیهایش میپردازد. ” نوشته مورد خطاب جنابعالی همچنانکه به خوبی آن را بیان فرموده اید در باره تمایز های موسیقی اصیل با موسیقی پاپ است و شما مرقوم فرموده اید که “دقت در بخش موسیقی پاپ و غیره هم بماند برای کسانی که حوصله دارند یا وقت اضافی.” و من نمی دانم به کسی که دعوی منطق دارد و پاراگراف به پاراگراف دنبال صغری کبری چیدن طرف مقابل است و به خیال خود مچ گیری می کند که وا موسیقی اصیلا(!) طرف تعاریف و مفاهیم موسیقی را نمی داند ویا در جای دیگر کشف می کنید که مقدمه چینی هایش ( شما بخوانید دسیسه چینی هایش تا اقای ریاضی خوشحال تر شود) نادرست است و نتیجه گیری اش نادرست تر. و اینکه چرا در مورد علاقه مردم ایران به موسیقی اصیل واژه “ظاهرا” گفته شده و از باطن آن حرفی به میان نیامده ، به راستی من چه باید بگویم ؟
دوست عزیز کسی که سخن از” نظرها و پژوهشهای علمی در جامعهی دین باور” به میان می آورد و معتقد است که انسانهای غیر دین باور اصولا جایگاهی در نظر ها و پژوهش های علمی در جامعه دین باور “او” ندارند، باید حالا حالاها موسیقی گوش کند تا وقتی بزرگ شد با زبان و پیام موسقی آشنا شود.اظهار نظر فنی در مورد انواع موسیقی و جنبه های جامعه شناختی ان بماند پیشکشش!
علیرضا مرادی
۱۷/۸/۱۳۸۵
* نمونهای از این تنوع موسیقی را در شمال ایران میتوان به وضوح مشاهده کرد که تنها موسیقیهائی که در رابطه با «تولد» نوزاد است به بیش از ۵۰ نغمه میرسد. نغمههای ایام بارداری، شب تولد، نغمههای خاص شبانه روزی برای نوزاد که در هر مقطعی از شبانه روز متولد شود، نغمهی صبح اول، نغمهی شیرخوران و….