نامه‌های سوشیانت هزارم » 2005 » سپتامبر
یکشنبه,4 سپتامبر, 2005

نیاز

هر کس به تمنای کسی غرق نیاز است
هر کس به سوی قبله خود رو به نماز است
هر کس به زبان دل خویش زمزمه ساز است
با عشق در آمیخته در راز و نیاز است
ای جان من تو، جانان من تو
در مذهب عشق، ایمان من تو

هیهات که کوتاه شود با رفتن جانم
این دست تمنا که به سوی تو دراز است
هر که در عشق تو گم شد، از تو پیدا می شود
قطره ناقابل دل، از تو دریا می شود
دستی که به درگاه خدا، بسته پل عشق
کوتاه نبینم که این، قصه دراز است
خاصیت عشق می جوشد از تو
دل رنگ آتش می پوید از تو

هر گوشه این خاک که دلسوخته ای است
از دولت عشق تو در میکده باز است