با اینکه در حال حاضر هنوز هیچ گونه تصمیمی دال بر شرکت در انتخابات نگرفته ام اما بعید می دانم که همچنان بتوانم نسبت به این جریان بی تفاوت باشم ولو اینکه همچنان بر موضع حال خود مبنی بر شرکت نکردن و تحریم انتخابات ، تا انتها پا برجا بمانم . زیرا این انتخابات حیات اجتماعی و سیاسی آینده ایرانیان را حد اقل تا ۴ سال آینده رقم خواهد زد .
در حال حاضر سه قطب انتخاباتی در کشور مشغول فعالیت هستند و بقیه به قول صاحب ارض ملکوت
[باید بروند کشک شان را بسابند]
این سه قطب به ترتیب الفباعبارتند از قالیباق ، معین و هاشمی
من خود به نوعی هر سه این افراد را از نزدیک دیدم و رفتار و کنش هر سه را در مقاطعی از زمان مشاهده کردم ( قالیبافِ همکار پدر ، معین ِ مشغول تورق و یا خرید کتاب به کرات را در خیابان انقلاب ورفسنجانی ِ شناخته شده در طول ۸ سال ریاست جمهوری خود و ۸ سال بعدش با افشاگری ها ) و دست آخر می ماند آنچه در روز ۲۷ خورداد قرار است اتفاق بیافتد .
اخبار انتخابات را از آن جهت در وبلاگ قرار دادم که بدانید به کدام نامزد تعلق خاطر و دلبستگی بیشتری دارم . من ِ کتاب پرست را هیچ حالتی خوشایند تر از تورق و خرید کتاب نیست که می بینید و می دانید منظورم به کدامین است و قاعدتاً بیشتر می پسندم که معین در انتها پیروز شود .
حساب جوانتر ها را هم که زیاد در بند ماجرا نیستند را از اصل ماجرا جدا می کنم و عین خیالم هم نیست که کارناوالهای شادی به کدام سمت و سو نشانه رفته اند و همه را دغل بازی می دانم . این هم از وضع دیگری که باز حتماً فهمیده اید به که نشانه رفته ام .
اما آنچه باعث شد که برایتان بنویسم نامه ای بود که اصلش را به فرمت [pdf] باید بخوانید تا بدانید چه می خواهم بگویم .
نامه فرماندهان سپاه در سال ۷۶ و در گرماگرم جنایت تیرماه و جفائی که بر دانشجویان رفت را به خاتمی بخوانید تا بدانید باید به آن دیگری چگونه نگریست و در مجموع حضور چکمه پوشان را نه می پسندم و نه مفید برای جامعه ، چرا که حتی به قول آیت الله خمینی خطر نیزمی دانم .
فعلاً والسلام تا باز چه پیش آید .