نامه‌های سوشیانت هزارم » 1389 » ژوئن
چهارشنبه,۳۱ شهریور, ۱۳۸۹

شعور شناخت شجریان

اول مهرماه سال ۱۳۵۸ درست در روز تولد استاد محمدرضا شجریان اجرایی در شور و ابوعطا با همراهی استاد حسن کسایی در منزل استاد محمد موسوی صورت می‌پذیرد که در نهایت صلابت و شیرینی است و خواهید شنید. انتهای این کار نیز چنان‌چه مرسوم اکثر اجراهای خصوصی استاد است، به صحبت‌هایی ختم می‌شود که مبنی بر معرفی حضار و مکان و تاریخ اجرا ست و در این یکی به مطایبه و طنز هم کشیده می‌شود که بخشی از آن جنبه‌ای سخت خصوصی و خانوادگی دارد و لذا مجبورم کرد تا چند ثانیه‌ای را حذف کنم. اما اهم  اوضاع و احوال موسیقی آن روزگار و پیش از آن و حرف‌هایی که در خصوص استاد شجریان از زبان خداوندگار نی می‌‌شنوید هنوز تر و تازه است که قدر زر، زرگر شناسد – قدر گوهر، گوهری. متاسفانه نوار این کار  از نوع ۶۰ دقیقه‌ای بوده و قسمت‌هایی از صحبت استاد کسایی در انتها ضبط نمی‌شود. توصیه می‌کنم با دقت به همین اندکی که هست گوش جان بسپارید که نکته‌ها دارد.

حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم
که کشم رخت به می‌خانه و خوش بنشینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم
تا حریفان دغا را به جهان کم بینم
بس که در خرقه‌ی آلوده زدم لاف صلاح
شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم
یعنی از اهل جهان پاک‌دلی بگزینم
بر دلم گرد ستم​ها ست خدایا مپسند
که مکدر شود آیینه‌ی مهرآیینم
سینه تنگ من و بار غم او هیهات
مرد این بار گران نیست دل مسکینم
من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر
این متاعم که تو می​بینی و کمتر زینم

×لطفاً برای دعوت دیگران به شنیدن آثار موسیقایی که این‌جا منتشر می‌کنم تنها به همین‌جا لینک دهید.×

پنجشنبه,۱۸ شهریور, ۱۳۸۹

مرا عاشق چنان باید…

خدای را بندگانند که کسی،
طاقت «غم» ایشان ندارد!
و کسی، طاقت «شادی» ایشان ندارد!
صراحی‌یی که ایشان، پر کنند هر باری،
و در کشند،
هر که بخورد، دیگر با خود، نیاید!
دیگران مست می‌شوند، و برون می‌روند، و او،
بر سر خُم، نشسته…  (شمس تبریزی، خط سوم)

چنان کسانی که شمس گفته بود چنین‌اند که مولانا از زبان حضرت باری سروده است که:

مرا عاشق چنان باید، که هر باری که برخیزد،
قیامت‌های پرآتش ز هر سویی برانگیزد
دلی خواهیم چون دوزخ، که دوزخ را فرو سوزد
دو صد دریا بشوراند، ز موج بحر نگریزد
ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد
چراغ لایزالی را، چو قندیلی درآویزد
چو شیری سوی جنگ آید، دل او چون نهنگ آید
بجز خود هیچ نگذارد، و با خود نیز بستیزد
چو هفت‌صد پرده دل را به نور خود بدراند
ز عرشش این ندا آید، بنامیزد بنامیزد
چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد
از آن دریا چه گوهرها، کنار خاک درریزد

پ.ن. این رمضان نیز تمام شد. به همان نرمی و سبکی که آمد، رفت…

یکشنبه,۷ شهریور, ۱۳۸۹

استاد شجریان، ۲۴ سال پیش در چنین روزی…

استاد شجریان ۲۴ سال پیش درست در چنین روزی یعنی هفتم شهریورماه ۱۳۶۵ آوازهایی را روی غزل‌های معروفی از شیخ اجل به صورت خصوصی ضبط می‌کند که به سبک و سیاق آن روزگار بر روی نوارهای ۶۰ دقیقه (یک روی آن در ماهور و روی دیگر در بیات اصفهان) همراه با ویلون مرحوم استاد حبیب الله بدیعی است. قسمتی از آواز اصفهان آن را بشنوید و در این شب‌های پر قدر و برکت دعای خیری بدرقه‌ی ره کنید.

×لطفاً برای دعوت دیگران به شنیدن آثار موسیقایی که این‌جا منتشر می‌کنم تنها به همین‌جا لینک دهید.×

یکشنبه,۷ شهریور, ۱۳۸۹

ربنای رپ!

آقاشون فرموده:

تفاقا نسل من اصلا خاطره خوبی از ربنای این مثلا استاد ندارد. یعنی کل روز را در اولین سنین بلوغ روزه گرفته ای و نشسته ای سر سفره افطار و این ربنا مگر تمام می شود! حالا کش نده، کی کش بده. اساسی روی مخ بود. جوانان را نه از دین که لااقل از روزه زده می کرد. بد ساعتی پخش می شد. خیلی بی موقع بود. البته ربنا دقایق روزه داری ما را بیشتر نمی کرد اما تلقین بدی بود. سختی کل روز یک طرف، این ربنای طولانی یک طرف.

کاری به اون دلیل اصلی جفنگی که گفته ندارم، که همه از سر سوزش بیش از حده؛ پیشنهادم به صدا و سیماشون اینه: برای این که امثال ایشون در نوجوانی عقده‌ای نشوند تا بعداً در بزرگ‌سالی به ماله کشی و سایر چیزکشی‌هایی که این روزها از بالا تا پایینشون دارند می‌کشند بی‌افتند، یک ربنای رپ  با سرعت بالا را هم بدهند قاطی این سَمبلی‌های یه بار مصرفی که تولید می‌کنند، یا افتخاری می‌خواند، درست کنند. حداقل وجدانشون راحت بشه یه کاری هم برای نسل جوون و نوجوون کردند که دین و ایمانشون به‌خاطر ربنای کش‌دار شجریان در معرض خطر واقع شده.

پ.ن. کلاً اسباب خنده‌اند این جماعت.

شنبه,۶ شهریور, ۱۳۸۹

آواز خسته‌ی رضوی سروستانی

نمی‌دانم چه سرّی ست، ماه رمضان که می‌شود یکی از صداهایی که همواره در دل‌ام می‌شنوم، صدا و آواز خسته و شیدای استادم رضوی سروستانی ست خصوصاً آوازی که در دستگاه اصفهان خوانده با تار داریوش طلایی. بشنوید…

×لطفاً برای دعوت دیگران به شنیدن آثار موسیقایی که این‌جا منتشر می‌کنم تنها به همین‌جا لینک دهید.×