زن در افق ادیان
موضوع «زن» و جایگاه و موقعیت او از دیر زمانی برایم جالب مینمود. موقعیتی که هیچگاه در جامعهی اسلامی ایران با جنس مخالف خود در هیچ یک از شؤن زندگی، از وضعیت یکسانی برخوردار نبوده است. ریشههای این نابرابری را در جوامع دینی دیگر هم که پیگرفتم؛ دیدم در میان سایر پیروان ادیان زندهی مهم نیز چنین است و البته از یک جامعه به جماعتی دیگر ولو با دینی مشترک نقاط افتراقی به بیش و کم نیز پدید میآید که ناشی از مقولات فولکلور، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است. لذا بر آن شدم تا در سلسله نوشتههایی به نقش و جایگاه زن در ادیان زندهی مطرح، با توجه به نقاط مبرز و مشترک اجتماعات آن دین بپردازم که از این پس و به مرور اگر عمری باقی باشد منتشر میشود.
به قدر کفایت از زن مسلمان در این سالها نوشته شده و شاید باز هم جای تحقیق و تفحص در این زمینه باز باشد. من اما در این نوشتهها به دلایلی کاملاً شخصی از موضوع زن در جوامع اسلامی میگذرم و بیشتر بر روی سه دین زرتشتی یا مزدایی، یهودیت و مسیحیت تمرکز میکنم. امیدوارم نتیجهی آن معرفتی باشد در خور، برای عموم علاقمندان و پژوهندگان حوزهی زنان.
