نامه‌های سوشیانت هزارم » شطحیات
دوشنبه,۲۴ خرداد, ۱۳۸۹

کفر نامه – ۴

خدای من باقی مانده دارد. قابل جمع و تفریق است و حتی ضرب و تقسیم. باقی مانده‌ای از جنس من یا تو. خدای من خودش گفته و من به این تکثر خداوندگاری معتقدم.

Sunday, 31 August 2008

دوشنبه,۲۴ خرداد, ۱۳۸۹

کفر نامه – ۳

مرا در کفر خویش شریک کنید اما در خدایتان نه! براستی که هر یک از ما کفری عظیم در سینه داریم.

Tuesday, 19 August 2008

دوشنبه,۲۴ خرداد, ۱۳۸۹

کفر نامه – ۲

از در پی خدای شما گشتن، پشیمان و خسته‌ام.

Tuesday, 19 August 2008

دوشنبه,۲۴ خرداد, ۱۳۸۹

کفرنامه – ۱

قصد کنید تا خدایتان را بسوزانید. حالا می‌بینید؟ می‌سوزد!

Tuesday, 19 August 2008

سه شنبه,۲۹ اردیبهشت, ۱۳۸۸

خدای خشتِ خام

۱- سیّد محمّد روی تکه سرامیک خام، درشت با قلم ثلث می‌نویسد: الله اکبر. بعد رنگ فیروزه‌ای را بر می‌دارد و بر دل خطوط می‌نشاند تا نقش بهشتی شود. کمی که گذشت خدای خشت خام را در اسفل السافلین جهنم کوره‌ی سوزان می‌گذارد تا نقش خدایی‌اش ثبات ابد گیرد.

۲- حتی خدای رحمان را به آتش می‌گذارند. هرجند که این آتش، عشق دارد و شوق؛ آتش است. مثل‌اش ابلیسیات عین القضاة شهید است گویا. مکاشفه‌ها بر من هجوم می‌آورند که خدای خشت خام آدمی هم بی آتش سوزان نه ابدی می‌شوند و نه بهشتی. خواه آتشی از عذاب فراق باشد خواه از عذاب عتاب. و لله الحمد! و باز، خدایی که همه جا هست حتی در دل اسفل السافلین جهنم. اصل اوست. ابلیس بی‌چاره بهانه بود برای اثبات اویی که در دل دوزخ نیز هموست نه آن سوخته جان لعین. و لله الحمد!

- مهارم نگیری، روحی مذاب را می‌بینی که با تازیانه‌های خودت فوران می‌کنند. بگیر و ببخش.

دوشنبه,۸ مهر, ۱۳۸۷

قاب قوسین

گاه می‌اندیشم، محمّد [رحمت خدا بر او و خاندان پاک‌اش]، که برای زیارت حضرت متعال تا ملکوت و تا پشت درب لاهوت هم عروج کرد، چه بس ریاضتی کشید. من در این دنیای سفلی، هر جا که نگاه می‌کنم قاب قوسین می‌بینم و ملکوت اعلی.

پ.ن. زمام سخن را سخت است نگه‌داری.

سه شنبه,۲۹ مرداد, ۱۳۸۷

روی دیگر سکه

می‌خواستم سر-و-ته قضیه را در همین صفحه هم بیاورم اما دیدم نمی‌شود بالای صفحه نام «سوشیانت» نوشته شده باشد و در آن حرف‌هایی آن چنانی بزنی. این شد که صفحه‌ای دیگر ساختم تا گاهی روی دیگر سکه‌ی ذهن پر تشویش خویش را به‌شما بنمایانم. اگر اهل دغدغه‌هایی از جنس کفریاتی که می‌نویسم هستید می‌توانم در کفرستان خویش میزبان شما باشم. کفر گویی‌هایم را در «کفریات» بخوانید.