به حال کسی که به کسی با چیزی ایمان دارد و این ایمان را در پس ندیدنها، نشنیدنها، تاریخها و ادوارها گم نکرده غبطه میخورم. کسی که ایماناش را میتواند به سختی به چنگ بگیرد را حسد میبرم بر حالاش. ایمان به ولیای ولو دروغین شانس کمی نیست. تو بگو ولیاش یکی باشد مثل فرعون. فرعون که خوب است، ولیاش بتی باشد چوبین. کسی که برایاش ملموس باشد. بارش را بردارد. خستگی شانههایاش را در پس نیروی ولایت ولی بتکاند. من حسودیام شده بر تمام مؤمنین.
من قامتی ناراست دارم. خم شده زیر طوفان حرفها و حدیثها. کاش زودتر بیایی. من یار را گم کردهام. میزبان را گم کردهام. ای وای از این بیحاصلی. سینهام سیاه شده رفیق و…. اشک.